|
وب نوشته های یک روزنامه نگار
|
این یک واقعیت است که چه بسیار علوم زیبا که همچون بال انسان را به منزل مقصود هدایت می کنند ولی به علت کج خلقی آموزگاران آن به جهل و حجاب تبدیل می شوند.
بارها دیده شده است که برخی تحت لوای "جور استاد به ز مهر پدر" پا را از گلیم بیرون می کنند و آدمی را از علم آموزی گریز می دهند و مقام استاد را مخدوش می کنند.
اهمیت این مساله هنگامی بیشتر می شود که قرار باشد آموزگاری به تعلیم کلام وحی بپردازد و اگر در این کار لطافت، هنر و ظرافت به خرج ندهد، می تواند به جای نجات انسان ها، آنها را به سوی فنا و گمراهی رهنمون شود.
آنچه که برای بنده که "کلام خدا" را بیشتر در مکتب پدر آموختم اهمیت داشت، این بود که استاد حاج موسی با حسن خلق در امر تعلیم، در حقیقت داشته ها را از من نگرفت و مرا از "قرآن" دور نکرد و این مساله باید در این روزها که به نام معلم مزین است، سر مشق همه اساتید و معلمان قرار گیرد.
تعلیم درست آراسته به اخلاق نیکو و تزریق عشق به دانش آموزی در ضمیر پویندگان راه علم، از اصول استادی است. همین!